<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خودشیفتگی </title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/</link>
<description>بزرگترین معضل همه ما ایرانیان</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 20 Dec 2009 07:46:31 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>زمانه آزمون و خطا به سر آمده است</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-74.aspx</link>
<description> &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;این مقاله در تاریخ ۱۲ آذر ما۱۳۸۸ در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;A href=&quot;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1998468&quot;&gt;http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1998468&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; در مقاله پيشين اينجانب كه با عنوان «اهميت فراگيري علم پدر و مادري» در روز دوشنبه دوم آذرماه چاپ شد، هدف ايجاد انگيزه بود و اينكه والدين به اين وجه از رشد كودك (كه همانا رشد رواني - عاطفي كودك است) پي برده و جهت داشتن فرزندي سالم به لحاظ روان، گام برداشته و تلاش كنند. در اين بحث سعي نويسنده بر آن است تا به ذكر شماري از مشكلات ملموسي كه جامعه با آن روبه رو است، پرداخته و ريشه آنها را در كودكي مورد بررسي قرار دهد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;B&gt;شخصيت، عملكرد فرد و ارتباط آن با انتقادپذيري&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;    اصولاً با توجه به اينكه زواياي تاريك ايرادها و نقايص انسان با تابش نور نقد روشن شده و انسان به واسطه همين روشنايي به نقايص خود آگاه مي شود بنابراين انتقاد سالم باعث ارتقا و رشد فردي و در پس آن رشد جمعي خواهد شد. ولي متاسفانه شاهد آن هستيم كه در بسياري مواقع به انتقاد از خود يا موضوعي كه با آن در ارتباطيم نه تنها روي خوش نشان نمي دهيم بلكه به طور جدي با آن به مقابله برمي خيزيم. نتيجه كار آن مي شود كه آن زواياي تاريك براي ما روشن نشده و رشد فردي و اجتماعي ما با چالش روبه رو خواهد شد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    به منظور ريشه يابي اين معضل بزرگ كه به زعم نگارنده ريشه در كودكي دارد، به دوران كودكي گريزي خواهيم زد. كودك براي شناخت دنياي اطراف خود به آزمون هايي دست مي زند كه معمولاً با مخالفت پدر و مادر يا كساني كه اين نقش را ايفا مي كنند، روبه رو مي شود. كودك به واسطه نياز به شناخت دنياي اطراف خود دائماً به آزمايش آن دست مي زند. به طور مثال كودك توپي را به زمين مي زند و متوجه مي شود كه توپ بالامي آيد. چندي بعد ليوان آبي را كه در دست دارد به زمين مي كوبد، به اميد آنكه همانند آن توپ بالابيايد كه ناگهان اطرافيان خود را خشمگين مي يابد و در پي آن اين جمله را خواهد شنيد كه «بچه بد...، چرا ليوان را شكستي؟» ولي ماجرا به همين جا ختم نمي شود. كودك موارد ديگري را نيز به بوته آزمايش مي گذارد و به دليل ناآگاهي پدر و مادر از نحوه صحيح تربيت كودك، اين پيام را خواهد شنيد كه «تو بچه بدي هستي،.. كه اين كار را كردي،»&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    متاسفانه اين گونه برخوردها براي كودك مشكلاتي را به بار خواهد آورد كه در نهايت، جامعه تاوان آن را پس خواهد داد. كودك با اين گونه پيام هاي مخرب مي آموزد كه:&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    1- نبايد آزمايش كند، بلكه در قبال اشيا و موجودات پيرامون بي تفاوت باشد. نتيجه آنكه خلاقيت در كودك سركوب خواهد شد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    2- «كار بد» مستقيماً با ساختار «شخصيت» كودك گره خورده و عمل بد كودك، شخصيت كودك را تحت الشعاع خود قرار مي دهد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    اين نتيجه گيري دوم درست مربوط است به بحث انتقادناپذيري. وقتي والدين اين دو موضوع را با هم ادغام مي كنند در واقع به كودك خود اين پيام را مي دهند كه تو به دليل انجام كار بد، آدم بدي نيز هستي.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    روش درست اين است كه كودكي كه كار خطايي نظير به هم ريختن اتاق، شكستن اشيا يا پاره كردن كتاب انجام مي دهد، والدين او بايد ميان كار بد و شخصيتش تمييز قائل شده و به خاطر رفتار بد، كودك را «بد» خطاب نكنند. جمله صحيح در صورت رفتار ناشايست كودك چنين است: «تو پسر (يا دختر) خوبي هستي ولي اين كاري كه انجام دادي، كار بدي بود.» با به كار بردن جمله صحيح، پيغامي كه كودك دريافت خواهد كرد اين است كه كار بد با شخصيت بد متفاوت است، «تو» و شخصيت تو خوب است، اما «عملكرد» تو بد است و انسان خوب هم خطاكار مي شود. با جدا كردن اين دو در كودكي، فرد به اين نتيجه خواهد رسيد كه عمل بد يا رفتاري كه توسط او انجام گرفته و احياناً مورد انتقاد ديگران واقع شده، ساختار شخصيتي و هويت او را زير سوال نبرده و در پي آن نيازي نمي بيند با تمام قوا از آن دفاع كند و خود را عاري از نقص و مبرا از هرگونه خطايي جلوه دهد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    متاسفانه به دليل ناآگاهي والدين از نحوه صحيح آموزش كودك، چنين مشكلاتي در كودك شكل مي گيرد چرا كه با كوچك ترين انتقادي از نوشته، عمل، حركت يا رفتارمان و به دليل آنكه آن را انتقاد به شخصيت خود مي پنداريم و بقاي رواني- اجتماعي خود را مورد تهديد و تجاوز تصور مي كنيم، با تمام وجود از آن دفاع كرده و راه هرگونه انتقادي را بر خود مي بنديم، غافل از اينكه با اين كار از ارتقا و رشد خود و در پي آن جامعه جلوگيري كرده ايم.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;B&gt;طعنه و كنايه به جاي ابراز احساسات&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;    موضوع دوم بحث سركوب احساسات است. در كودكي ما بارها زمين خورديم و از زمين خوردن خود احساس درد كرديم. والدين سريعاً ما را از زمين بلند مي كردند و گاهي زمين را كتك مي زدند و به ما مي گفتند «هيچ چيز نشد» و كودك، ناباورانه در ميان دو تناقض قرار مي گيرد، از طرفي واقعاً درد را احساس مي كند و از طرفي كساني كه كودك آنها را به عنوان سمبل و نماد همه چيزداني خود پذيرفته است به او اين پيغام را مي دهند كه هيچ اتفاقي نيفتاده و اين احساس تو غلط و اشتباه است.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    با تكرار اين رفتار و رفتارهاي مشابه توسط والدين، كودك آرام آرام به اين نتيجه خواهد رسيد كه كل احساسات او غلط و اشتباه است و حتي در بزرگسالي نيز قادر نخواهد بود احساسات خود را به درستي بروز داده و او نيز به واسطه آموزشي كه ديده همچون والدين خود به سركوب آنها ادامه خواهد داد.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    روش درست در برخورد با احساسات كودك اين گونه است كه احساسات او را بايد جدي گرفت و براي آن ارزش قائل شد. همچنين تفاوت احساسات متفاوت، بايد واضح و شفاف براي كودك بيان شود، مثلاً احساسي كه تو داري احساس غم، حسادت، درد، دلتنگي يا شادي است. آموختن ابراز احساسات با كلام مناسب يكي از مهم ترين كليد هاي ارتباط سالم است. حرف زدن فرد درباره احساسات به اين معناست كه فرد بتواند به ديگران بگويد كه درباره اتفاقي كه افتاده چه احساسي دارد، بدون اينكه به قضاوت درباره آن بپردازد، به ديگري اتهام بزند، سرزنش كند يا با لحن تمسخر، طعنه و كنايه حرف بزند و اين مهارتي است كه بايد آموخت.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    بسياري از اوقات لحن كلام، كلمات، حالت چهره و رفتارهاي غيركلامي افراد گوياي احساسات منفي درون آنها است كه بيان نشده و عدم بيان آشكار احساسات موجب ابراز خشم ناگهاني يا تسليم شدن بي مورد مي شود. احساساتي مانند خشم، ترس، غم، ناراحتي، حقارت، شرم و مانند آن احساسات منفي انساني هستند كه وجود دارند و بايد ابراز كرد. بيان اين احساسات به درك بهتر ديگران كمك مي كند و نيز زمينه را آماده مي سازد كه بتوانيم درباره آنها حرف بزنيم و در نهايت روابط مان را بهبود بخشيم. در واقع ويژگي يك ارتباط بد اين است كه فرد به جاي آنكه افكار و احساسات خود را آشكارا بيان كند، آنها را غيرمستقيم نشان دهد. كودكي كه از مادرش عصباني است، اما به او نمي گويد و به جاي آن در را محكم به هم مي كوبد. در حالي كه مي تواند به او بگويد «وقتي فلان اتفاق افتاد، من عصباني شدم.» يا مادري از فرزندش ناراحت است و وقتي فرزند علت را از او مي پرسد، انكار مي كند ولي تمام حالات چهره او نشان دهنده ناراحتي دروني اوست در حالي كه مي تواند بگويد «من ناراحت شدم وقتي تو وارد خانه شدي و به من سلام نكردي و به اتاقت رفتي. احساس كردم به من بي توجهي كردي.»&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    اينها و مشكلات مشابه ديگر مانند كتابخواني، مسووليت پذيري و... نشات گرفته از عدم آموزش صحيح در دوران كودكي است. اميد كه خوانندگان گرامي پذيراي اين مهم باشند كه تربيت صحيح كودكان نيازمند آموزش مستقيم است و نمي توان از طريق «غريزه» يا «آزمون و خطا» به آن دست يافت.&lt;BR&gt;    &lt;BR&gt;    &lt;B&gt;*درمانگر و برگزاركننده كارگاه هاي آموزشي پدري و مادري&lt;/B&gt; 
&lt;META name=author content=&quot;دکتر حسام فيروزي*&quot;&gt;&lt;AUTHOR&gt;دکتر حسام فيروزي*&lt;/AUTHOR&gt; 
&lt;META name=keywords content=20091203&gt;
&lt;META name=Subject content=پزشكي&gt;&lt;BR&gt;     &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 20 Dec 2009 07:46:31 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=74</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-74.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زمينه سازي هاي يک انقلاب </title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-73.aspx</link>
<description>&lt;DIV align=center&gt;
&lt;TABLE style=&quot;TABLE-LAYOUT: fixed&quot; id=NewsItem border=0 cellSpacing=1 cellPadding=1 width=&quot;100%&quot; align=right&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD style=&quot;FONT-FAMILY: Tahoma; COLOR: #9a0000; FONT-SIZE: 9pt&quot; dir=rtl align=right&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;این مقاله در دوم آذر 88 در روزنامه اعتماد به چاپ رسیده&lt;BR&gt;&lt;A onmousedown=&apos;UntrustedLink.bootstrap($(this), &quot;2b37d2e785f10e6fdbf94b32913e9238&quot;, event)&apos; href=&quot;http://www.etemaad.ir/Released/88-09-02/247.htm&quot; rel=nofollow target=_blank&gt;&lt;FONT color=#3b5998&gt;&lt;SPAN&gt;http://www.etemaad.ir/Rele&lt;/SPAN&gt;&lt;WBR&gt;&lt;/WBR&gt;&lt;SPAN class=word_break&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;ased/88-09-02/247.htm&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;اهميت فراگيري علم «پدري و مادري» در تربيت کودک&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;امروزه براي استفاده صحيح از وسيله يي که خريداري مي کنيم، نيازمند مطالعه دفترچه راهنما يا کاتالوگ آن هستيم تا چه رسد به کارهايي از قبيل رانندگي با وسايل نقليه يا استفاده از رايانه که کمي پيچيده تر هستند که نه تنها بايد آموزش ديد و مهارت هاي لازم را به دست آورد، بلکه گواهينامه آن را نيز بايد دريافت کنيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;شايد در دنياي سنتي گذشته نياز به آموزش در اين حد و اندازه نسبت به امروز چندان احساس نمي شد، ولي واقعيت دنياي مدرن اين است که به دليل تعدد و گوناگوني پديده ها، آموزش و تعليم آن هم به روش هاي نوين و علمي به شدت احساس مي شود و ما بدون گذراندن دوره هاي يادگيري لازم يا عملاً قادر به ادامه زندگي نخواهيم بود يا شديداً دچار مشکل خواهيم شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در دهه هاي اخير جامعه انساني دستخوش تغييرات بسياري شده و تربيت کودکان براي والدين بسيار دشوارتر از نسل هاي گذشته شده است. شايد يکي از دلايل آن، اين باشد که خانواده هاي گسترده که در آن چندين نسل در کنار يکديگر زندگي مي کردند، جاي خود را به خانواده هاي کوچک داده اند. از اين رو تعداد افرادي که از کودکان مراقبت مي کنند، کاهش يافته است. همين طور حضور چشمگير مادران در امور جامعه و از همه مهم تر وجود انواع و اقسام وسايل ارتباط جمعي از تلويزيون و ماهواره گرفته تا اينترنت و... را نيز مي توان از دلايل آن به شمار آورد. اگر مهم ترين دستاورد يک ازدواج را فرزندان حاصل از آن در نظر بگيريم با توجه به نياز آموزش در زمينه هاي مختلف، تربيت کودک نيز از اين قاعده کلي مستثني نخواهد بود. طبق بررسي هاي علمي به اثبات رسيده است که بيش از 60 درصد شخصيت رواني انسان در شش سال اول تولد شکل مي گيرد و اين نشان دهنده اهميت اين بخش از زندگي انسان است. هرچند تربيت فرزند امري است مستمر، اما اين شش سال از مهم ترين و بنيادي ترين دوره هاي حيات هر فرد به حساب مي آيد. مهم تر اينکه پدر و مادر بايد به خوبي بخش هاي زندگي فرزندشان را شناخته و بدانند چگونه با کودک خود رفتار کنند تا نه تنها آسيبي به او نرسانند بلکه شخصيت سالمي به لحاظ روان در کودک خود به وجود آورند و در رسيدن به بلوغ رواني - عاطفي، او را ياري رسانند. در واقع دوران کودکي نامناسب و روابط معيوب والدين و کودک، خاستگاه بسياري از آسيب هاي رواني است و براي جلوگيري از صدمات رواني نسل هاي بعد نيز آموزش والدين ثمربخش خواهد بود. به همين دليل است که به اعتقاد بسياري، زمان آن رسيده که پس از اين همه انقلاب (از سياسي گرفته تا فرهنگي، صنعتي و اقتصادي) و... آستين ها را براي يک انقلاب رواني در جهان بالا بزنيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آسيب هاي رواني همانند يک ميراث شوم از نسل هاي متمادي به ما رسيده است، اما تضاد قابل لمسي وجود دارد چرا که دنياي مدرن امروز در کل به کودکان بسيار اهميت مي دهد، اما نسبت به آموزش والدين براي پرورش و رشد و سلامت رواني فرزندان بي توجهي مي کند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;متاسفانه امروزه وقتي ما صاحب فرزندي مي شويم بدون اينکه کوچک ترين اطلاعي از کليدهاي تربيتي داشته باشيم، به روش آزمون و خطا تربيت کودک را شروع مي کنيم و در اصل کليدهاي رفتاري آن را آنقدر دستکاري مي کنيم تا بر آن تسلط يابيم. غافل از اينکه تسلط، آن هم به هر شيوه يي، تمام ساختار رواني کودک را در هم شکسته و از او هر چيز خواهد ساخت جز انساني با روان سالم. پدر و مادر به محض بروز تب يا قرمزي چشم فرزند يا بيماري که برايشان قابل لمس و قابل رويت باشد، فوراً آن را به پزشک ارجاع داده و حتي حاضرند چندين شب تا صبح بر بالين کودک خود بيدار بمانند. اين در حالي است که به دليل عدم آگاهي و ملموس نبودن مشکلات رواني، اگر کودک شان دچار ترس، بي حوصلگي، شب ادراري، جويدن ناخن، ناسازگاري و ... شود، با ذهنيت ناآگاه و غيرعلمي با اين مسائل برخورد مي کنند.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين حقيقتي است تلخ که مادران و پدران ناآگاه به اصول پرورش کودک، از والدين آگاه در اين زمينه براي فرزندان خود کمتر فداکاري نمي کنند بلکه نيروي عظيمي صرف ترديد، ندانم کاري، احساس گناه و درگيري و کنترل و احساس ناتواني در رابطه با فرزندشان مي شود. واقعيت اين است که آموزش نه تنها باري بر دوش آنها اضافه نخواهد کرد بلکه باعث جلوگيري از هرز رفتن نيروي آنها خواهد شد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;همه ما مي پذيريم که هر گاه درخصوص مساله يي که با آن سر و کار داريم، دانش خود را افزايش دهيم (نسبت به زماني که دانش لازم را در اختيار نداريم) با آن موضوع راحت تر کنار مي آييم. در همين رابطه در کارگاه هاي آموزش «پدري و مادري» مثالي را براي والدين مي آورم و دو موقعيت را براي آنها ترسيم مي کنم؛ اول اينکه تصور کنيد براي اولين بار با يک بليت هواپيما جلوي در ورودي سالن فرودگاه ايستاده ايد. ببينيد چقدر نيرو، انرژي و وقت بايد صرف کنيد تا تک تک مراحل عبور از سکيوريتي، گرفتن کارت پرواز، رفتن به سالن انتظار و ... را بتوانيد طي کنيد؟ موقعيت دوم اينکه با همان شرايط وارد فرودگاه شده ايد و مکاني را مشاهده مي کنيد با تابلويي چشمک زن بر بالاي آن که روي آن نوشته شده «کساني که براي اولين بار قصد سفر با هواپيما را دارند به اينجا مراجعه کنند» و شما پس از آموزشي مختصر، مراحل مختلف سوار شدن به هواپيما را پشت سر بگذاريد. حال ببينيد نسبت به وضعيت اول چقدر استرس، انرژي و وقت کمتري را صرف مي کنيد. در آنجا به پدر و مادرها اين نکته را متذکر مي شوم که ما در اين کارگاه هاي آموزشي درست نقش همان مکان درون فرودگاه را بازي مي کنيم. همچنين ذکر اين نکته که درست است که آموزش، مهم ترين نقش را در دنياي مدرن بازي مي کند ولي خوشبختانه همانند رانندگي که شما تنها چند ساعتي براي يادگيري آن وقت صرف مي کنيد ولي ساليان سال از آن استفاده مي کنيد، وقت کمي را از شما خواهد گرفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;برخلاف دنياي سنت که «پدري و مادري» بيشتر شبيه «صنعت» بود و والدين همچون صنعتگري بودند که با دخل و تصرف در امور کودک، آن را آن طور که مي خواستند بار مي آوردند و اصول تربيتي شان بر پايه تهديد، کنترل و ترس بنا نهاده شده بود، امروزه اين علم بر پايه پرورش و تعليم بنا شده و «پدري و مادري» شبيه «باغباني» است که تنها با حراست و مراقبت صحيح اجازه مي دهد گياه رشد لازم را داشته باشد و اجازه هيچ گونه دخل و تصرف در آن گياه را به خود نمي دهد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بسياري از رفتارهاي نامناسب امروز ما (همين طور مشکلات عديده رواني همچون اضطراب و افسردگي و...) نشات گرفته از عدم سلامت روان ماست. پس بياييم با هم تلاش کنيم اين ميراث شوم ناشي از عدم آگاهي پدران و مادران مان را که از نسل هاي متمادي به ما به ارث رسيده است، به کودکان مان منتقل نکنيم و با يادگيري علم «پدري و مادري»، فرزنداني با روان سالم به جامعه هديه کنيم.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;در واقع قرار است به فرزندمان فرصت دهيم که جهان را تجربه کند. اين نکته را نيز بايد عرض کنم که رابطه والدين با کودک درست مثل رابطه خورشيد با زمين است. اين فاصله نه بايد آنقدر کم باشد که بسوزاند و نه بايد آنقدر زياد که همه چيز يخ بزند و از بين برود. پدر و مادر ناآگاه با کنترل هاي بي مورد و بکن نکن هاي سختگيرانه باعث مي شوند کودک فکر کند احساس و تصميمش بد است و در جهاني که خواسته کودک، احساس و تصميمش بد و غلط است و با مخالفت پدر و مادر روبه رو است پس کودک اين جهان را نمي شناسد و نتيجه اين کار به جاي استقلال و آزادي، شک و ترديد است و اين شک و ترديد باعث مي شود از موضوع تازه يي وحشت کند و بترسد و به خاطر آنکه کوشش مي کند اشتباه نکند، شکست براي او غيرقابل قبول و تحمل است. نظر و قضاوت ديگران است که اهميت فوق العاده يي پيدا مي کند. پس من و شما صاحب فرزندي هستيم که از چيز جديد به خاطر اينکه آن را نمي شناسد يا به خاطر خطر، اشتباه يا شکستي که در کمين هر کاري مي بيند، احتمالاً آهسته آهسته از کار مي افتد و تصميم مي گيرد با کارهاي تکراري پذيرفته شده عادي و معمولي احتمالاً براي هيچ کس مساله و مشکلي به وجود نياورد و تنها نگراني او قضاوت و نظر ديگران خواهد بود. بنابراين همراه اين شک و ترديد، اضطراب و نگراني و حتي ترس و وحشت به وجود مي آيد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اين وضعيت کودک را معمولاً به دو مرحله افراطي مي کشاند؛ با انزوا و کناره گيري و هيچ کاري نکردن هيچ خطري را متوجه خودش نکند و همچنين با کمال گرايي (همه کارها بايد به بهترين صورت خودش باشد) دهان همه را به جهت هرگونه اعتراض و سرزنشي ببندد.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;حال اين انسان کمال گرا که کودکي بوده که چنين آموخته، دست به تعارف و تظاهر مي زند، پنهانکار مي شود، دروغگو و فريبکار خواهد شد. به بيان ديگر براي رسيدن به آنچه برايشان مهم ترين است، يعني آرامش و امنيت و درآمدن از اين همه شک و ترديد، چاره يي جز بازي و فريب نخواهند داشت. کودک در اين حالت وجود خودش را انکار مي کند، حس خودش را رد و نفي مي کند، احساس خودش را ناديده مي گيرد و فکر و عقيده خودش را کنار مي گذارد زيرا جهان، تجربه دروني و شخصي او نيست و بايد به قضاوت و نظر ديگران بسنده کند و بايد همه چيز و همه کس باشد جز آنچه هست. اين گونه انسان ها بسيار تنها هستند اگرچه ظاهراً نقش اجتماعي هم ايفا مي کنند و به جاي آموختن از زندگي يا با ديگران مي جنگند يا به آنها مي چسبند و به آنها چنگ مي زنند. به زعم نويسنده همه اين مشکلات که متاسفانه امروز جامعه ما نيز با آن دست به گريبان است، تنها و تنها به يک دليل ايجاد مي شود و آن هم توقف در مراحل رشد رواني -عاطفي، که عامل اصلي آن عدم آگاهي پدران و مادران از مراحل رشد کودک و آسيبي که در پي آن به کودک وارد مي شود. اين امر باعث مي شود ما انساني باشيم با سن 10 ، 20 ، 30 يا 50ساله در حالي که روان ما در مراحل ابتدايي رشد به دليل صدمات وارده، متوقف شده و از رشد بازايستاده و دو، سه يا پنج ساله باقي مانده است.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;*درمانگر و برگزارکننده کارگاه هاي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;آموزشي پدري و مادري&lt;/DIV&gt;</description>
<pubDate>Mon, 23 Nov 2009 16:33:52 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=73</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-73.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>یاداشتی بر روانکاوی ساختار های دیکتاتوری یا خودشیفتگی های جمعی </title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-72.aspx</link>
<description>خواندن این متن کوتاه را به تمام کسانی که دستی در سیاست دارند و یا علاقه مند به جریانهای سیاسی هستند توصیه می نماینم .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ساختار های دیکتاتوری یا بهتر بگویم ساختارهای خود شیفتگی جمعی برای بقاء روانی خود از 3 مکانیسم دفاعی استفاده میکنند :&lt;BR&gt;1-splitting&lt;BR&gt;2-projection &lt;BR&gt;3-deniaal&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این مکانیسم ها که در فرد بشکل ناخودآگاه و در پی تعارضات &quot;ایگو&quot; با دنیای واقعی و یا وجدان اخلاقی بوجود می آید درست به همان شکل نیز در ساختارهای دیکتاتوری دیده می شوند . این سه مکانیسم که از نوع مکانیسم های بدوی و پسرفته بشمار می آیند در واقع برای حفظ بقاء روانی و در پی برخورد ایگو با واقعیتهای موجود شکل می گیرند .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مکانیسم اول به مفهوم جدا سازی و دونیمه شدن است . بدین مفهوم که در خوشیفته گی های فردی ، فرد و در خودشیفتگی های جمعی ( نظام های دیکتاتوری ) ، جمع یا جامعه، دنیای پیرامون خود را به دو نیمه تمام بد و تمام خوب تقسیم کرده و خود و آنچه را که در جهت خواستهای او گام بر میدارند در نیمه تمام خوب و هر آنچه را که به جلوی خواستهای او سد کنند و به او سودی نرسانند از مخالف گرفته تا منتقد در نیمه تمام بد دنیای او قرار خواهند گرفت . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;مکانیسم دوم به مفهوم پرتو افکنی یا فرافکنی که در خوشیفته گی های فردی ، فرد و در خودشیفتگی های جمعی ( نظام های دیکتاتوری ) ، جمع یا جامعه، آنچه را که در خود دارد ولی با معیارها و هنجارهایش سازگار نیست را به فرد یا گروه دیگری که در دنیای تمام بد او قرار گرفته نسبت میدهد و با این کار به این احساس می رسند که بدی را از خود دور کرده و به آرامش دست یافته اند.&lt;BR&gt;مکانیسم سوم به مفهوم انکار است که باز هم در خوشیفته گی های فردی ، فرد و در خودشیفتگی های جمعی ( نظام های دیکتاتوری ) ، جمع یا جامعه بدی های خود را انکار کرده و به هیچ روی حاضر به پذیرش آنها از سوی اطرافیان و افکار عمومی نیستند . &lt;BR&gt;این مکانیسم ها در فرد کاملا ناخودآگاه است و به دلیل عدم رشد روانی کافی در فرد شکل میگیرد . در جوامع اسطوره محور نیز این اشکال از مکانیسم های دفاعی به وفور دیده میشود و نشان از عدم رشد جمعی یا بلوغ جمعی دارد . &lt;BR&gt;متاسفانه این مکانیسم های بدوی و نابالغ در میهن ما نیز چه در تزد اشخاص و چه در نزد حاکمان و دولتها بسیار زیاد کاربرد داشته و دارد . کافیست به تاریخ نگاه کوتاهی بیندازید و یا در همین حوادث اخیر اخبار را مرور نمایید تا شاهد های و مثال های فراوانی را از این دست ببینید .&lt;BR&gt;البته باید این مطلب مهم را از یاد نبرد که&quot; خرد جمعی ، حاصل جمع خرد فردی است&quot; و هیچگاه حکومتهای مریض و نا بالغ در جوامع سالم و رشد یافته به قدرت نمیرسند یا لااقل چندان دوامی ندارند .&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دنیای مدرن امروز مهمترین ابزارش آموزش است و این آموزش صرفا وسیله ای است برای رسیدن به آگاهی ، و این آگاهی بدنبال خود مفهومی را به ارمغان خواهد آورد که همانا والاتریت نیاز انسان رشد یافته است و آن چیزی نیست جز&quot; آزادی&quot; . &lt;BR&gt;رسیدن به این مرحله از بلوغ نیازمند تربیت انسانهاست و این تربیت می باید از &quot;کودکی&quot; که بیشترین سهم را در شکل گیری شخصیت انسان دارد ، آغاز گردد . و در این میان این پدر و مادر ها هستند که بیشترین سهم را در رشد روانی کودک که همانا رشد و بلوغ جامعه می باشد ایفا می کنند . بیاییم &quot;آموزش پدری و مادری&quot;&lt;BR&gt;(parenting) را جدی بگیریم و از شکل گیری خودشیفتگی فردی که به خودشیفتگی های جمعی تبدیل و در تهایت به حکومتهای خودکامه و تمامیت خواه ودیکتاتوری بدل میشوند جلو گیری کنیم . &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دکتر حسام فیروزی فعال حقوق بشر ، درمانگر و برگزار کننده کلاسهای آموزشی پدری و مادی در ایران18/8/1388 </description>
<pubDate>Sun, 22 Nov 2009 20:30:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=72</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-72.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارشی از وضعیت پزشکی دانشجوی زندانی محکوم به اعدام حامد روحی نژاد</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-71.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;گزارشی از وضعیت پزشکی دانشجوی زندانی محکوم به اعدام حامد روحی نژاد&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حامد روحی نژاد 23 ساله دانشجوی رشته فلسفه دانشگاه شهید بهشتی که بیش از پنج ماه است در زندان به سر میبرد  و حدود چهار سال است که از بیماری (multiple sclerosis) مولتیپل اسکلروسیس رنج میبرد . وی حدود چهارسال پیش با تاری دید و بی حسی پای چپ برای اولین بارمورد حمله  بیماری  قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد و پزشکان با شک به ام اس او را تحت آزمایشات متعدد قرار دادند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در عکسبرداری مغز به روش MRI  که از او گرفته شد، واضحا پلاکهای دور بطنی (PRI VENTRICULAR)  مشاهده شد که نشان از ضایعات این بیماری هولناک داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پس از تشخیص قطعی، پزشکان دارو درمانی را برای او آغاز کردند (AVONEX) وتا قبل از دستگیری، وی تحت مراقبت پزشک متخصص مغز و اعصاب بوده و با مصرف مداوم دارو بیماری او تحت کنترل قرار گرفته بود . همچنین در آن دوران افسردگی که از عوارض شایع این بیماری است نیز در او ظاهر می شود که پزشکان برای او داروی سیتالوپرام و سدیم والپرات تجویز می نمایند .  آقای حامد روحی نژاد به بیماری ارثی تالاسمی از نوع مینور نیز دچار می باشند که کم خونی ناشی از این بیماری نیز در ایشان مشکلاتی را برایشان بوجود آورده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;متاسفانه پس از دستگیری و انتقال به انفرادی ، بیماری او فعال شده و حملات بیماری شدت یافته تا حدی که دو بار او را از بند 209 به پزشک متخصص ارجاع میدهند  وداروهایی نیز به او داده میشود که بر بهبودی او تاثیرچندانی نمی گذارد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چندی پیش وی از زندان به دادگاه اعزام میشود و در حالی که  به هیچ روی از لحاظ جسمی وضعیت مساعدی نداشته ، حکم اعدام را جهت امضا در مقابلش می گذارند . از آن روز به بعد پس از بهم ریختن وضعیت روحی ، وی در شرایط بسیار بد جسمی قرار می گیرد و در پی آن مجددا دچار حمله آم اس حاد تری می شود . از آن روز تا به حال نه تنها هیچ پزشکی او را معاینه نکرده بلکه دارویی نیز به او داده نشده و حال او روز به روز وخیم و وخیم تر می شود . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در حال حاظر ایشان به دلیل  ، عدم درمان ، عدم دسترسی به پزشک متخصص و فشارهای ناشی از زندان و حکم غیر انسانی اعدام بشدت دچار عوارض ناشی از حمله بیماری ام اس شده است  تا  حدی  که  بیش  از 50 درصد بینایی چشم  چپ  خود را ازدست  داده وچشم راست نیز  دچار  تاری  دید  شده  است (LT&amp;RT OPTIC NEURITIS ) ، حس  اندامهای   سمت  چپ بکلی  از  بین رفته ( SENSORY LEVEL)  دچار لرزش اندام ها شده و در هنگام راه رفتن تعادل خود را از دست می دهد ، پرش چشم (NYSTAGMUS)  در هر دو چشم ظاهر گشته و دچار علائم گوارشی نیز شده است . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;همه این علائم نشان از وضعیت بسیار وخیم بیماری در آقای حامد روحی نژاد میدهد . حملات این بیماری در صورتی که کنترل نشود ظایعات جبران ناپذیری از جمله کوری ، فلج اندام و در بسیاری از مواقع مرگ را در پی خواهد داشت .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از آنجا كه اين بيماري مادام العمر است، كنترل دايمي و معالجه هميشگي بيماري ضروري است. پيشرفت بيماري در اثر مصرف دارو تا حدودي كندتر مي‌شود. همچنين معالجه علايم بيماري مي‌تواند حالت فلج را كاهش دهد . محیط زندگی این بیماران می بایست آرام و بدون تشنج باشد و کاهش استرس در بهبود علائم بیسار موثر است . وضعیت افسردگی در این بیماران در صورتی که با دارو، روان درمانی و محیط آرام کنترل نشود به حدی افزایش می یابد که گاها منجر به خودکشی در بیمار می شود . و در حملات حاد، بیمار به بستری شدن در بیمارستان نیاز پیدا می کند  . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لذا با توجه به علائم حاد و خطرناکی که در ایشان مشاهده می شود باید ایشان سریعا به پزشک متخصص ارجاع ودر شرایطی آرام و به دور از هر گونه استرس به درمان بپردازند . از کلیه دست اند کاران سیستم قضایی کشور مصرانه خواستار رسیدگی به وضعیت وخیم این دانشجوی بیمار هستم و آزادی ایشان را جهت مداوا در فضایی بدور از تشنج خواستارم . همچنین مسئولین مربوطه را به رعایت حقوق زندانیان  بر اساس تبصره 1 ماده 103 ایین نامه سازمان زندانها که بهداری را مکلف می نماید وضع محکومان بیمار صعب العلاج یا غیر قابل علاج را رسیدگی کرده حسب مورد برابر مقررات اقدام نمایند ، توصیه می نمایم . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;دکتر حسام فیروزی&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;8/8/1388 تهران&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 02 Nov 2009 10:49:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=71</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-71.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گزارش پزشکی دکتر محمد ملکی در زندان اوین</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-70.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;بنام خداوند جان وخرد &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;گزارشی از وضعیت پزشکی دکتر محمد ملکی&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آقای محمد ملکی 76 ساله با سابقه 15 سال دیابت ، به دلیل عوارض ناشی از این بیماری بیش از 8 سال است که دچار آریتمی قلبی شده و در این فاصله دو بار سابقه انفاکتوس قلبی  (MI) داشته و چندین بار در بیمارستان در بخش مراقبتهای ویژه قلبی (CCU) بستری شده اند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 1386 ایشان مورد بررسی فیزیو لوژی قلب (EPS) قرار گرفته اند و کاندید عمل ICD  شده اند که به دلیل مشکلاتی قادر به انجام این عمل پر هزینه نشده اند . همچنین با توجه به شواهد موجود به دلیل علائم ایسکمی قلبی ، نیاز مبرم به انجام آنژیو گرافی از عروق قلبی جهت تشخیص قطعی ضرورت دارد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سوابق موجود در پرونده ایشان در بیمارستان دی در زمانهای حملات قلبی ، نامنظمی  در ضربان بطنی (VT)  مشاهده گردیده .این علامت بسیار خطرناک است و هر لحظه می تواند در اثر عدم مراقبت لازم پزشکی جان ایشان  به مخاطره بیفتد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در سال 1386 با آزمایشات انجام شده  بر روی پروستات (PSA:37)  و با شک به کنسر سه بار مورد نمونه برداری ( بیوپسی ) قرار گرفته اند که در  نهایت  تشخیص  سرطان پروستات (localize adeno carcinoma ) برای ایشان گذاشته شد و در آن موقع ایشان تحت رادیوتراپی و دارو درمانی قرار گرفتند . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آن زمان تا کنون هر 15 روز یک بار تحت نظر متخصص اورولوژی خود بوده و پیشرفت بیماری مورد ارزیابی قرار گرفته است  . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;لازم به ذکر است که سرطان پرستات هر لحظه ممکن است مهاجم شده و به نقاط دیگر بدن از جمله استخوانها دست اندازی کرده و به همین جهت است که مراقبت هر 15 روز یکبار برای جلوگیری از پیشرفت سرطان تحت نظر پزشک متخصص در مرکز تخصصی مجهز ضرورت دارد  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;مشکلات افسردگی نیز در ایشان مشهود بوده و برای درمان آن از دارو درمانی استفاده میشده است  . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آقای ملکی در هنگام بازداشت داروهایی به جهت این مشکلات مصرف می کرده اند که متاسفانه به دلیل مشکلات عدیده بهداری زندان اوین نمی توان به استفاده منظم و صحیح آنها از طرف کادر درمانی آنجا برای ایشان امیدی داشت . همچنین فشارهای ناشی از زندان اعم از انفرادی و بازجویی  می تواند افسردگی ایشان را تشدید کند، مشکلات قلبی را افزایش دهد و با توجه به اینکه در آخرین تماس با خانواده از سوزش ادرار شکایت داشته اند خطر عود سرطان را بالا  ببرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;با توجه به بالا بودن سن ، دیابت کنترل نشده ، آریتمی قلبی ، گرفتگی عروق قلبی و سرطان پروستات فعال به هیچ روی نگهداری ایشان در زندان به صلاح نبوده و بشدت جان ایشان را تهدید می کند . اینجانب بعنوان یک پزشک که وظیفه نجات جان بیماران را عهده دارم  از مسئولین امر مصرانه آزادی فوری آقای دکتر محمد ملکی جهت انجام پروسه درمان در مراکز تخصصی خواستارم و  مکررا یاد آور می شوم که جان ایشان در خطر است و تا دیر نشده هرچه سریعتر اقدامات لازم جهت آزادی ایشان انجام پذیرد . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt; &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;دکتر حسام فیروزی        &lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;B&gt;     &lt;/B&gt;هجدهم مهر ماه یکهزارو سیصدو هشتادو هشت خورشیدی&lt;B&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 11 Oct 2009 09:47:25 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=70</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-70.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>احتمال شیوع انفلوانزای نوع A در زندان اوین </title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-69.aspx</link>
<description>
&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: 13px; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;امروز صبح
طی تماس تلفنی آقای پیمان عارف از اندرزگاه 8، سالن 9، زندان اوین با من مطلع شدم،
که آقای حمیدرضا محمدی، علائمی، همچون طب بالای 41 درجه سانتیگراد، همراه با عطسه،
صرفه، درد عضلانی و درد مفاصل دارند. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;در ضمن نامبرده
از روز گذشته دچار علائم ضعف، بی حالی و بی اشتهایی شده و امروز شاهد علائم گوارشی
همچون اسهال و استفراغ شده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;کلیه این
علائم حاکی از بروز آنفولانزای نوع &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;A &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;(آنفولانزای خوکی) است و به نظر می رسد طبق این شواهد آقای حمیدرضا
محمدی به این بیماری مبتلا گردیده اند. این بیماری، بیماری بسیار خطرناک و مهلکی است
که هم برای شخص هم برای اطرافیان خصوصا در مراکزی با ازدهام جمعیت همچون زندان ها بسیار
خطرناک است و شیوع این بیماری می تواند جان بسیاری از زندانیان را به خطر بیاندازد.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;امروز صبح
نیز نامبرده به پزشک کشیک اندرزگاه 8 مراجعه کرده و پس از تایید بیماری پزشک کشیک خواستار
انتقال وی به مراکز درمانی خارج از زندان را داشته که ظاهرا مسئولین زندان از انتقال
وی ممانعت به عمل آورده اند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: justify; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;لذا مواکدا
از مسئولین زیربط همچون مسئولین بهداری زندان ها، به خصوص زندان اوین و کمیته ی ویژه
ی پیگیری آنفولانزای نوع &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;LTR&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;A &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;در وزارت
بهداشت می خواهم، هرچه سریعتر به درمان و پیشگیری از این امر پرداخته و این خطر را
جدی بگیرند.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot; &quot; align=&quot;center&quot; dir=&quot;RTL&quot; style=&quot;text-align: center; &quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-size: small; &quot;&gt;&lt;span class=&quot;Apple-style-span&quot; style=&quot;font-family: tahoma, verdana, arial, helvetica, sans-serif; &quot;&gt;9 مهر ماه
1388 خورشیدی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;


</description>
<pubDate>Fri, 02 Oct 2009 20:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=69</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-69.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>استاد شجریان از1358 تا1388</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-68.aspx</link>
<description> &lt;IMG style=&quot;WIDTH: 228px; HEIGHT: 256px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;استاد شجریان 1388&quot; align=baseline src=&quot;http://i10.tinypic.com/2ewcj0h.jpg&quot; width=306 height=454&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 206px; HEIGHT: 254px&quot; border=0 hspace=0 alt=&quot;استاد شجریان 1358&quot; align=baseline src=&quot;http://ehdamusic15a.webng.com/data/S/Shaj/Shaj.jpg&quot; width=277 height=330&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;استاد شجریان&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تفنگم را بده تا ره بجویم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تا :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; تفنگت را زمین بگذار&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سیر تحولات اجتماعی تاثیر بسزایی بر هنر داشته هر چند که این رابطه دو سویه است و هنر نیز بر این تحولات تاثیرات شایانی گذارده . &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;موسیقی بعنوان هنری که با گوشت وپوست انسانها قابل لمس است خصوصا آنجایی که با شعر تلفیق گشته و از درد و مشکلات انسانها سخن به میان میاورد نقش وافری در شکل گیری این تحولات بعهده داشته و دارد .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از دوران مشروطه این تلفیق شعر و موسیقی بر روند شکل گیری تحولات و مبارزات آزادی خواهانه ما ایرانیان اثر گذاشته که در این مقوله سعی دارم در حد توان بشکل تیتر وار این روند را با ذکر آثار خلق شده در دوره های متفاوت بررسی نمایم .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;عارف قزوینی که شاید بتوان از او بعنوان  آغازگر این راه یاد کرد ، ترانه سرا و تصنیف سازی بود که ترانه را از مجالس طرب و اندرونیها به میان مردم کوچه وبازار آورد و خواسته های انقلابی و آزادی خواهیشان را در این قالب ملموس بیان کرد . بطوری که از آن پس مردم آن تصانیف را زیر لب زمزمه میکردند .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از آثار مهم او تصنیف &quot;از خون جوانان وطن&quot; است که شهره عام وخاص است و پس از گذشت بیش از یک قرن هنوز برای ما تازگی دارد . از دیگر آثار این  بزرگ مرد آزاده تصنیف &quot; ای امان &quot; که همزمان با وروود مشروطه خواهان به تهران ساخته و اجرا گردید . همچنین تصنیف &quot; هنگام می و فصل گل &quot; به مناسبت افتتاح مجلس دوم و &quot; چه آذرها &quot; که برای باقر خان و ستار خان ساخته است  .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در آن دوران، کم نبودند موسیقی دانانی که این راه را میپیمودند .  از جمله آنها میتوان از درویش خان یاد کرد با تصنیف زیبای &quot; زمن نگارم &quot;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;&quot;&quot; زمن نگارم حبیبم خبر ندارم / به حال زارم حبیبم خبر ندارم/ زهر دو سر بر سرت بکوبند  ... کسی که تیغ دو سر ندارد /جز اتحاد و حبیبم جز استقامت ...... وطن علاج دگر ندارد &quot;&quot;&lt;/I&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در همین زمینه نیز میتوان از تصنیف &lt;I&gt;&quot;مرغ سحر&quot;&lt;/I&gt; که سازنده آن مرتضی نی داوود و شعر آن اثر ملک اشعرای بهار است یاد کرد ماندگاری مرغ سحر را باید در مضمون اجتماعی-سیاسی آن جستجو کرد که در هر دوره‌ای در ایران به گونه‌ای مصداق پیدا میکند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;I&gt;&quot;&quot;مرغ سحر ناله سر کن / داغ مرا تازه تر کن / ظلم ظالم جور صیاد / آشیانم داده بر باد / ای خدا ای فلک ای طبیعت / شام تار ما را سحر کن /&quot;&quot;&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این نوع موسیقی که  خواسته های آزادی خواهانه مردم را بیان میکرد ادامه یافت تا در دوران انقلاب 57 به اوج خود رسید .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در بحبوهه انقلاب، گروهي از جوانان خوش فکر عرصه موسيقي ايراني همپاي انقلاب، آثاري را خلق کردند که در تاريخ مصوت اين مرز و بوم ماندگار شدند. آثار آن دوران را مي توان در دو قالب موسيقي ارکسترال با سازهاي موسيقي کلاسيک (لاله در خون خفته، ملت براي ارتش، قبله خلق، معمار حرم و...) و موسيقي موسوم به سنتي ايران طبقه بندي کرد. (الله اکبر با صداي محمد گلريز و الله الله با صداي رضا رويگري) &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گروه چاووش به سرپرستي محمدرضا لطفي شکل گرفت در کانون چاووش&lt;/P&gt; ادامه مطلب را کلیک کنید </description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 01:01:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=68</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-68.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهادت سهراب اعرابی</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-67.aspx</link>
<description>&lt;IMG border=0 hspace=0 alt=&quot;شهید راه آزادی سهراب اعرابی&quot; align=baseline src=&quot;http://upload.wikimedia.org/wikipedia/fa/thumb/e/e4/%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C.jpg/220px-%D8%B3%D9%87%D8%B1%D8%A7%D8%A8_%D8%A7%D8%B9%D8%B1%D8%A7%D8%A8%DB%8C.jpg&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جان انسانها برتر از هر اندیشه و تفکری است ای کاش آنان که دستشان به خون تو انسانهای دیگر آغشته است به این تفکر دست یابند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; برادر عزیزم تو هیچگاه نمرده ای ، نام و یاد تو برای همیشه در تاریخ این مرز و بوم خواهد ماند .&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; به امید آزادی میهن عزیزمان ایران&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Jul 2009 18:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=67</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-67.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کمکهای اولیه</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-65.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;نکاتی را در خصوص کمکهای اولیه که می تواند به مجروحین کمک نماید را خدمت هموطتان عرض می نمایم امید که راهگشا گردد :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;به محض برخورد با کسی که مجروح شده، یا به زمین افتاده خود را به مجروح برسانید و در راه رسیدن با فریاد دیگران را از مجروح شدن فرد مطلع کنید و کمک بخواهید. سپس مراحل زیر را انجام دهید:&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;تنفس&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;:&lt;/FONT&gt; مطمئن شوید شخص مجروح می تواند نفس بکشد. اگر چیزی جلوی نفس کشیدن او را گرفته (مثلاً لخته خون در دهان یا ماسک پارچه ای) سریعاً آنرا از دهانش دور کنید&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اگر بعد از باز کردن راه هوایی، باز هم نفس نکشید، شخص به تنفس مصنوعی دهان به دهان احتیاج دارد. فریاد بزنید و از اطرفیان بخواهید کسی که کمک اولیه می داند جلو بیاید و کمک کند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;خونریزی&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;:&lt;/FONT&gt; فرد خونریزی کننده را روی زمین بخوابانید. با یک پارچه تمیز روی محل خونریزی فشار دهید. اگر مکان خونریزی از گردن فرد یا اطراف دهان فرد است، مطمئن شوید فشار روی محل خونریزی، تنفس فرد را مختل نمی کند.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;برای جلوگیری از خونریزی طوری گردن فرد را فشار ندهید که باعث خفگی اش  شوید.&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اگر فرد هوشیاری کامل ندارد، یا روی زمین دراز کشیده، آب به دهان فرد نریزید. آب در دهان فرد ناهوشیار باعث خفگی می شود. همچنین همواره سعی کنید مجروح را به پهلو بخوابانید. به این صورت ترشحات و مایعات دهان وی به مجرای هوایی راه پیدا نمی کند&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;ضربه به سر&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;،&lt;/FONT&gt; (خصوصاً به همراه خونریزی از گوش) باعث کاهش هوشیاری می شود. فرد جهت را تشخیص نمی دهد و هر لحظه احتمال سقوط یا گم شدن در جریان اتفاقات دارد. به این فرد کمک کنید که از صحنه درگیری خارج شود. و تا مطمئن نشدید جای امنی نشسته است او را رها نکنید&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;شکستگی اندام&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;در صورتی که شخصی احساس درد در استخوانهای اندام خود کرد تنها آن اندام را با مقوا یا تخته ثابت کنید به هیچ وجه در صدد لمس یا جا انداختن آن اندام بر نیایید . &lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;حین حمل افراد مجروح،  نباید به کمر وگردن  فرد مجروح فشار وارد شود.&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;بهترین راه حمل مجروح&lt;/FONT&gt; گذاشتن وی روی پتو یا یک پارچه بزرگ مثل چادر خانمها و حمل او با گرفتن گوشه های پارچه است. احتمالاً پیدا کردن برانکارد یا پتو در جریان کارزار سخت است، پس در صورت امکان فرد را بغل کنید. ولی حمل مجروح در حالی که دست و پای فرد از دو طرف توسط مردم کشیده می شود می تواند صدمات شدید به نخاع فرد وارد کند&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اگر افراد مسلط به کمک اولیه و کسانی برای حمل مجروح بر بالین مجروح رسیدند، اطراف بیمار را خلوت کنیدکمک کنید که راه حمل کنندگان به سمت مکانهای امن باز شود&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;پلیس ضد شورش مسلح به گاز اشک آور، اسپری فلفل و تانکرهای آب جوش و مایعات اسیدی است. مایعات تخصصی مختلفی برای مقابله با هر کدام وجود دارد که متاسفانه در این شرایط نمی توان به آنها دسترسی پیدا کرد. اما در اکثر موارد شستشوی عضو آسیب دیده، خصوصاً چشم ها با آب فراوان کمک می کند. در مورد خاص اسپری فلفل بخاطر حلال چربی در آن، به سادگی با آب شسته نمی شود. بهترین راه برای خلاص شدن از&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; سوزش ناشی از گاز اشک آور&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;دود است که این دود می تواند دود سیگار یا مقوا باشد البته شستشو با شیر پرچرب کمک کننده است&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;در حالی که سعی می کنید مجروح را به بیمارستان برسانید فریاد بزنید “پزشک”. احتمال اینکه کسی که کمکهای اولیه می داند در نزدیک شما باشد زیاد است&lt;/STRONG&gt;&lt;STRONG&gt;.&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;اگر کمک اولیه می دانید، خودتان به همراه دوستانتان گروههای کوچک امداد تشکیل دهید و مردم را یاری دهید. یک گروه کوچک امداد متشکل از یک پرستار مجهز به وسایل کمکهای اولیه، چند جوان قوی برای حمل مجروحین به نواحی امن که پرستارها ایستاده اند و چند وسیله نقلیه (حتی موتور سوار) برای حمل مجروحین به بیمارستانهای امن می تواند جان ده ها نفر را به سادگی نجات دهند&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt;برای کاهش سوزش و خونریزی در  محل هایی از بدن که دچار خونریزی یا خونمردگی در اثر ضربه شده اند می توانید از یخ استفاده نمایید .&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;STRONG&gt; &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در صورت امکان با خود &lt;FONT color=#ff0000 size=4&gt;وسایل&lt;/FONT&gt; زیر را به همراه داشته باشید :&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;آب یخ &lt;FONT color=#0000ff&gt;/&lt;/FONT&gt; فندک &lt;FONT color=#000000 size=1&gt;(جهت روشن کردن سیگار یا کاغذ در موقع پخش شدن گاز اشک آور)&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#0000ff&gt;/ &lt;/FONT&gt;باند &lt;FONT color=#0000ff&gt;/&lt;/FONT&gt; گاز استریل &lt;FONT color=#0000ff&gt;/ &lt;/FONT&gt;چسب زخم &lt;FONT color=#0000ff&gt;/&lt;/FONT&gt; بتادین &lt;FONT color=#0000ff&gt;/ &lt;/FONT&gt;اسپری آسم &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#000000 size=1&gt;( برای کسانی که مشکل تنفسی دارند)&lt;FONT color=#0000ff size=4&gt;/&lt;FONT color=#ff0000&gt;پنبه استریل&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 23 Jun 2009 12:41:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=65</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-65.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شهادت ندا</title>
<link>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-64.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#00cc00 size=5&gt;&lt;IMG height=191 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.cbc.ca/gfx/images/news/photos/2009/06/22/neda-bbc.jpg&quot; width=226 align=baseline border=0&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 241px; HEIGHT: 193px&quot; height=328 alt=&quot;&quot; hspace=0 src=&quot;http://www.bilder-upload.eu/upload/uAKSLxplLvhhEfO.jpg&quot; width=231 align=baseline border=0&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=5&gt;تو &lt;FONT color=#ff0000&gt;ندای&lt;/FONT&gt; مظلومیت ملتی &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=5&gt;هستی که می خواهند به زور گلوله خفه اش&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=5&gt; سازند . خون پاک تو و آن نگاه مملو از &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#00cc00 size=5&gt;خلوصت چراغ راه آزادی این سرزمین است . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=6&gt;چه بزرگوارانه جان دادی .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=6&gt; باور کن به جان &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT color=#000000 size=6&gt;دادنت حسادت کردم . &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 22 Jun 2009 18:35:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=hesamfiroozi&amp;postid=64</comments>
<dc:creator>hesamfiroozi</dc:creator>
<guid>http://hesamfiroozi.blogfa.com/post-64.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
