هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور
سی و نهمین روز اعتصاب غذای خود را سپری کردند
جانشان در خطر است
باید از مراقبت کامل پزشکی برخوردار شوند
هیوا بوتیمار و عدنان حسن پور
سی و نهمین روز اعتصاب غذای خود را سپری کردند
جانشان در خطر است
باید از مراقبت کامل پزشکی برخوردار شوند
بالاخره امروز فرصت پيدا كردم با وكيلم جناب آقاي بهراميان جهت گرفتن راي دادگاه به شعبه ششم دادگاه انقلاب مراجعه كنم و حكم را به صورت شفاهي دريافت كنم! رونوشت حكم را بدون هيچ كم و كاستي در زير بخوانيد! در ضمن فردا جهت گرفتن حكم دادگاه عمومي ميبايست به دادسراي ناحيه 6 تهران مراجعه نمايم!
"در خصوص اتهام محمد حسن فيروزي معروف به حسام فرزند محمد حسين 35 ساله به شماره شناسنامه 275 ، شغل پزشك ، عدم سابقه كيفري ، آزاد با قرار وثيقه ، داراي وكيل ، داير به اقدام عليه امنيت كشور از طريق فعاليت تبليغي عليه نظام جمهوري اسلامي و اختفاء متهم متواري احمد باطبي و نگهداري و استفاده از تجهيزات دريافت ماهواره با توجه به محتويات و مندرجات پرونده وگزارش وزارت اطلاعات و گردش كار تنظيمي و كيفر خواست صادره مورخ 7/ 11/ 1385 بهمراه اسناد و مدارك مكشوفه از متهم به اينكه نامبرده زنداني متواري احمد باطبي را در منزل خويش به اين بهانه كه بيمار ميباشد ، چندين روز نگهداري و مخفي نموده سپس با انجام مصاحبه با رسانه هاي بيگانه از جمله راديو فردا ، شبكه( وي او اي ) ، بي بي سي ، راديو آلمان و شبكه هاي اينترنتي و سرويس نيوز و ادوار نيوز و نامه نگاري براي سازمانهاي حقوق بشر و سازمان ملل و غيره به جوسازي عليه نظام پرداحته وبا درج مقالات و تهيه اعلاميه و نامه هاي سر گشاده وضعيت متهم مخفي شده را ناشي از اعمال شكنجه و بدرفتاري غير انساني توسط حاكمين با وي و با مقايسه زهرا كاظمي و اكبر محمدي و غيره و علت آنرا وجود رابطه دوستي با متهم متواري قلمداد نموده و درج مطالب ديگر در سايتهاي اينترنتي با هدف تبليغ عليه نظام و تحريك افكار عمومي بوده است .متهم در مراحل دادرسي اعلام داشته من قصدي نداشتم و نمي دانستم درج مطالب بعنوان نامه به مسئولين و مصاحبه ، تبليغ عليه نظام قلمداد ميگردد و هدفم آگاهي مردم و مسئولين بوده و اگر از كلماتي از قبيل شكنجه و غيره بوده با استناد به نامه احمد باطبي( به رئيس قوه قضائيه) بوده است و اينكه حكومت از اين حربه استفاده نكند . و همچنين اظهارات وكيل وي كه مدعي ميباشد كه حكومت نگرش بدبينانه نسبت به تحصيل كرده هاي كشور دارد و منطقي نيست .
عليهذا با عنايت به مجموع اقدامات و عملكرد متهم و توجها به ادله و مدارك موجود و نتيجه بازجويي و تحقيقات و مدافعات و اقارير ضمني و بعضا صريح وي و با نگرش اهداف وفعاليتهاي انجام شده كه غير قانوني و در راستاي اقدام عليه امنيت كشور و با هدف تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي و بد بيني نسبت به حاكميت نظام و تشنج در افكار عمومي و حتي متهم اخبار را در اختيار بيگانگان قرار مي داده است . بنابراين با توجه به جميع جهات و بررسي كامل پرونده و دلايل ومدارك مكشوفه و مدافعات وي در جلسه دادرسي و ساير قرائن و امارات موجود ، بزهكاري متهم در اقدام عليه امنيت كشور از طريق تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي و فعاليت با افراد و گروههاي مخالف با آن محرز و مسلم و آنرا منطبق با ماده 500 قانون مجازات اسلامي دانسته و وي را به تحمل يك سال حبس محكوم ولي با توجه به وضعيت اجتماعي و اوضاع و احوالي كه نامبرده در اثر آن مرتكب جرم گرديده و رعايت ماده 25 قانون مذكور مجازات نصف حبس وي به مدت 5 سال معلق ميگردد ودر خصوص اتهام اختفاء محكوم متواري احمد باطبي و نگهداري تجهيزات ماهواره اي و استفاده از آن ، موضوع را در صلاحيت رسيدگي به شايستگي دادگاه عمومي تهران دانسته و با صدور قرار عدم صلاحيت، رسيدگي به شايستگي دادگاه عمومي تهران مقرر مينمايد دفتري از پرونده بدل تهيه و به مراجع مربوط ارسال گردد.
راي مصدوره پس از ابلاغ در صورت اعتراض ظرف مدت 20 روز قابل تجديد نظر در دادگاه تجديد نظر استان تهران ميباشد .
رئيس شعبه ششم دادگاه انقلاب اسلامي تهران
بابايي"
سرکردگان و رادان !
نخستین روز مرداد فرا می رسد. پیام ارعاب و تعریض خشونت را دریافتیم. این نخستین بار نیست که می بایست زیر باران سرب و سنگ، تهمت و ننگ را تاب آریم و دل به صبوری بسپاریم.
سال هاست که دخترانمان را با جامه ی دریده و دست وپای مجروح ازتازیانه ، ازچنگ گزمگان بیرون کشیده ایم.
سال هاست که پسرانمان را با سرتراشیده و چهره ی نیلی ازضربت سیلی، از آستانه ی درخانه به آغوش کشیده ایم .
گناه دختران کاستن درازی دامان و خطای پسران آراستن کوتاهی زلف بوده است !
آیا برای درهم شکستن ما، بیست وهشت سال آزمون ناکام شما کافی نبوده است ؟
پیش ستم، پایدار ایستاده ایم و کینه به دل راه نداده ایم، زیرا که ما زاده ایم شمایان را .
و شما بر شاخه نشسته اید و بر بن تبر می زنید و این بد، نه بر ما که بر نفس خود می کنید!
آینده داور ماست.
سیمین بهبهانی
تابستان 1386
پی نوشت : امنیت اشتباهی (بهزاد مهرانی )
به بهانه اعدامهاي اخير
گزارش ايسنا را از سخنان قاضي مرتضوي در هنگام اجراي حكم اعدام قاتلان قاضي مقدس خواندم ، چند نكته به ذهنم رسيد كه انتشار آنرا البته نه به قصد تشويش اذهان عمومي ( قابل توجه كساني كه بعدا ممكن است به من اتهام وارد كنند )خارج از لطف نديدم .زماني كه حاكميتي مشي اعدام را پيشه ميكند و به خود اجازه ميدهد جان انساني را بگيرد ، اولين پيامش به فرد فرد آن جامعه اعم از زن و مرد ، پيرو جوان ، كودك و نوجوان اين خواهد بود كه : " بعنوان يك راهكار جان انساني را ميتوان گرفت " و بالطبع وقتي صاحبان قدرت كه به منزله ی والدين يك جامعه ميباشند به انجام چنين عملي مبادرت ورزند ، افراد آن جامعه نيز در گوشه اي از ذهن خود اين عمل را بعنوان يك راهكار نگه خواهند داشت و شايد هم در مواقعي به آن مبادرت ورزند .
به عقيده من حفظ كرامت انساني و ارج نهادن به جان انسان از وظايف حكومتهاست و در جايي كه كسي اعم از فرد ، جامعه وحتي قانون به خودش اجازه دهد كه جان انساني را از وي بستاند، بناي خشونت را پايه گذاري كرده و كرامت انساني را زير سئوال برده است .
بطور حتم همه اين مسئله را ميدانند در جوامعي كه قانون اعدام اجرا مي گردد در مقايسه با جوامعي كه اين قانون فاقد وجاهت است ، ميزان بروز جرم و جنايت برابر است . اين مقايسه نشان از عدم كارايي اعدام به عنوان يك راهكار در كاهش جرم و جنايت دارد . بنابراين به نظر ميرسد حكم اعدام به منزله ی اين است كه : در مواقعي كه كسانی اعم از حكومت يا مردم نتوانستند مشكلي را از راه مسالمت آميز حل و فصل نمايند ، از طريق خشونت بنيان و اساس آن را براندازند !!! و يا به قول امروزي ، صورت مسئله را پاك كنند.
متاسفانه ترويج خشونت از طرف هر شخصي ، خواه حقيقي ، خواه حقوقي جز تباهي فرد و جامعه چيز ديگري را در پي نخواهد داشت . از اين روست كه روانشناسان كودك در بحث تربيت مصرانه خشونت را نفي كرده و بر اين باورند درمواقعي كه كودك در رفتار خود از خشونت استفاده ميكند ، والدين بي درنگ بايد از آن جلوگيري كرده و زدن و پرتاب كردن را از موارد ممنوع براي كودك معرفي مي نمايند .
پس از خواندن اين گزارش چندين سئوال در ذهنم ايجاد شد كه بسيار مشتاقم ازمسئولين قوه قضائيه بپرسم . دادستان در اظهاراتشان گفته بودند در گفتوگويي كه الان با اين شخص( حسين كاووسي فر ) داشتم وي ادعا ميكرد كه به درجهاي از فهم و شعور رسيده است كه تشخيص بدهد چه كسي فاسد است .درست نظير اين موضوع در كرمان هم اتفاق افتاد و قاتلين كرماني هم بر اين باور بودند آن عده اي را كه خودسرانه به قتل رسانده اند فاسد بوده اند ولي درنهايت تبرئه شدند . چرا با يك تفكر دو نوع برخورد صورت گرفته ؟!!
البته در اينجا لازم ميدانم مراتب مخالفت خود را با هر نوع كشتاری اعم از اعدام ، ترور و یا انتحار و قتل های زنجيره اي و .... اعلام دارم تا خداي ناكرده موجب برداشت غلط از نوشته ی من نگردد.
همچنين جناب دادستان گفته بودند" يكي از نشانههاي جنايتكار بودن اين افراد آن بود كه به هركس كه ميخواستند شليك كنند او را از ناحيه كمر به بالا مورد اصابت گلوله قرار ميدادند".اگر شليك گلوله از ناحيه كمر به بالا نشانه ی جنايت است پس طناب دار آويختن بر گردن انساني و حلقه آويز كردن او نشانه ی چيست ؟...
ظاهرا متهم مدعي شده كه احساس ميكرده پولي كه در بانك است پول نفت بوده و حق اوست به همين دليل بايد آن را برميداشته .
شايد شعار كساني كه ادعا كردند پول نفت را بر سر سفره ها خواهند آورد اين توهم را در ذهن چنين افرادي نشانده كه:
پس تا بحال پول نفت كجا ميرفته ؟! ...و چون جز بانك جايي براي نگهداري پول نميشناختند ، براي گرفتن حق از دست رفته اشان به آنجا دستبرد ميزدند !!
باز هم لازم ميدانم يادآوري كنم من به هيچ وجه از اعمالي كه اينان مرتكب شده اند حمايت نميكنم . بلكه در خصوص اين مسئله به اين معتقدم كه :
درمان خشونت ، با خشونت متاسفانه پيامدي جز خشونت را در پي نخواهد داشت .
در جامعه اي كه عده اي از جنگ به عنوان رحمت ياد ميكنند و بستن كمربند انفجاري به خود و از بين بردن انسانهاي بيگناه را شجاعت مي نامند ،نبايد از بزه کارانی كه خشونت را راهكاري براي رسيدن به اهداف خود ميدانند ، انتظار ديگري داشت .
متهم علت دستگيري خود را" مشيت الهي " ذكر كرده !!!!!... از ديد من اين شخص با اظهارات هذياني خود، يك بيمار با اختلال شخصيت حاد به نظر ميرسد. لازم به توضيح است كه عقايد و باورهاي نا متعارف و غير واقعي در علم روانشناسي ، هذيان اطلاق ميشود . البته در صورتي كه اين عقايد و باورها در جامعه مرسوم نباشد !
ذهن بيماري همچون متهم ذكر شده حتي ميتواند از جملات پاياني آقاي دادستان كه از شهادت بعنوان فيض الهي ياد كرده اند نيز به نفع افكار بيمار خود ثبت و ضبط نمايد و در راستاي اهداف بيمار گون خود استفاده كند . شاهد اين ادعا عدم اظهار پشيماني متهم درست قبل از به دار آويختن است.
براي چنين انسانهايي با اينگونه افكار هذياني چه مجازات اعدام اعمال شود ، چه اعمال نشود تفاوتي نخواهد داشت . حتي اگر اعدام با هدف عبرت گرفتن ديگران نيز انجام پذيرد ، درعمل تاثيري ندارد . اگرمجازات اعدام سودي در بر داشت با اين همه اعدامي كه در كشور ما اعمال شده مي بايست ديگر جنايتي صورت نمي گرفت . !
كاش اين اجازه را به خود نميداديم كه به جاي خداوند تصميم بگيريم . مگر چه فرقي ميكند ؟ دو انسان توسط يك شخص ترور شده اند . قاضي مقدس و آقاي تلاشي . يكي در خيابان و ديگري در بانك . براي يكي از واژه شهيد و براي ديگري واژه مرحوم بكار برده ميشود !!!!
به اميد جهاني بدون اعدام
بخشش واژه ای منفور ( علیرضا فیروزی)
امنیت اشتباهی ( بهزاد مهرانی )
مرداد ۱۳۸۶ جنبش آزادی خواه و عدالت طلب مشروطه در ایران ۱۰۱ ساله می شود
اما
هنوز دانشجوی ایرانی را به بند می کشند.
۱۴ مرداد سال ۸۶ و ۱۰۱ سالگی مشروطه در حالی می رسد که محمد هاشمی، علی نیکونسبتی، علی وفقی، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، حنیف یزدانی، عبدالله مؤمنی، بهرام فیاضی، حبیب حاجیحیدری، مرتضی اصلاحچی، مجتبی بیات، آرش خاندل،اشکان غیاسوند، احمد قصابان، مجید توکلی، احسان منصوری و امیر یعقوبعلی در بند هستند.
به احترام این فرزندان آزادی خواه و عدالت طلب ایران که تعدادی از آن ها وبلاگ نویس نیز هستند، ما جمعی از وبلاگ نویس ها تصمیم گرفته ایم که نام وبلاگهای خود را در این روز به "۱۴ مرداد، روز همبستگی وبلاگ نویس هاي ايراني با دانشجویان دربند" تغییر دهیم.
برای آن که این روز در خاطره ها بماند و اثری ماندگار خلق شود، ایده ای داریم که با همکاری وبلاگ نویسان بارور می شود. از همه ی شرکت کنندگان می خواهیم که روز 14 مرداد به جز تغییر دادن عنوان وبلاگ خود به "14 مرداد روز همبستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان دربند"، متن کوتاهی نیز که حداکثر 101 کلمه داشته باشد در مورد هم بستگی وبلاگ نویسان با دانشجویان یا هر موضوع دیگری که به ذهنتان می رسد و به دانشجویان مربوط است بنویسید. 101 کلمه به پاسداشت صد و یکمین سالگرد انقلاب مشروطه انتخاب شده است.
بهترین متن های نوشته شده را به صورت جزوه ی کوچکی در می آوریم و پس از آزادی دانشجویان از طرف همه ی وبلاگ نویس ها به آن ها هدیه خواهیم کرد.
منتظر نوشته ی خلاقانه ی شما در روز 14 مرداد هستیم.
به اميد آزادي تمامي دوستانمان.
(وبلاگ خود را در قسمت نظرخواهی وارد کنید يا به آدرس h14.mordad@gmail.com بفرستيد تا به لیست حامیان اضافه شود.)
پی نوشت : از همه وبلاگهای حامی این طرح می خواهیم که برای سرعت بخشیدن به روند همبستگی وبلاگ نویسان و دانشجویان هر کس حداقل ۱۰ نفر از دوستانش را برای پیوستن به این حرکت جمعی دنیای مجازی و همبستگی با دانشجویان دعوت کند.
Bloggers support the jailed iranian student activists
August 5th 2007 is the 101-st anniversary of the Iranian constitutional revolution. BUT Iranian people still struggle for democracy and student activists are still sent to jails
Several student activists spend this year’s anniversary in jails. They include Mohammad Hashemi, Ali Nikoonesbati, Ali Vefghi, Bahareh Hedayat, Mehdi Arabshahi, Hanif Yazdani, Abodllah Momeni, Bahram Fayyazi, Habib Hajiheydari, Morteza Eslahchi, Mojtaba Bayat,, Arash Khandel, Ashkan Ghiasvand, Ahmad Ghassaban, Majid Tavakoli, Ehsan Mansouri, and Amir Yaghoub-ali
In support and memory of our fellow activists, who some of them are bloggres as well, a group of Iranian bloggres will change their blog title on August the 5th to "August the 5th: The day of support for jailed Iranian students". We invite you, even as a non-Iranian blogger, to participate in this cause. You can join by sending us e-mail to 14.mordad@gmail.com or write the name of your weblog in the comment box below, so it will be added to the list of the supporting weblogs
وبلاگ های حامی - the supporting weblogs
(تا كنون ۳۲۰ وبلاگ اعلام حمايت كرده اند - d()( (320 bloggres have joined till now

قرار بود كنفرانسي با عنوان سكس و عشق در انسان بالغ و ايراني توسط من و خانم دكتر مفيدي در 29 تير ماه گذشته برگزار شود كه متاسفانه با مشكلاتي روبرو شد و برگزار نگرديد . البته شايد در آينده نزديك بتوانيم آنرا برگزار نماييم .فعلا قصد دارم مطالب مربوط به خودم را به ترتيب روي وبلاگ
بگذارم تا
علاقه مندان آنرا مطالعه كنند. اميد كه راهگشا باشد .
فیزیولوژی جنسی:
نظریه یونگ درخصوص anima & animus:در قدیمیترین ایام مدتی پیش از آنکه فیزیولوژیستها از روی ساختمان غدهها تشخیص دهند که در هر انسانی عنصر مذکر و مونث وجود دارد این عقیده وجود داشت که در یک اصل نر ویک اصل ماده در یک جسم وجود دارد.
این عنصر در هر زن روان مردانه (آنیموس) و در هر مرد روان زنانه (آنیما) نامیده میشود افلاطون نیز به این مسئله اشاره دارد در فلسفهی افلاطون هم، انسان نخستین در جهان مثالی (مثل) هر مافرودیت بود یعنی هم نر، هم ماده و سپس در این جهان به دو موجود نیمه کامل نر و ماده تقسیم شده و از اینجاست که تا ابد هر نیمه به دنبال نیمه دیگر خود می گردد. افلاطون در رساله مهمانی (symposium) مینویسد که خدایان انسان را نخست به صورت کرهای آفریدند که دو جنسیت داشت.
با پیشرفت علم، روانکاوانی هم چون فروید، آدلر و یونگ ثابت کردند که همهی انسانها به طور فطری دو جنسی هستند. چینیها نیز از عصر باستان به دوین مثبت و منفی ( یین و یانگ آسمان و زمین، مونث و مذکر، تاریکی و روشنائی) باور داشتند.
یونگ مطالعاتش را در این زمینه گسترش داد و زن و مرد درونی را آنیما و آنیموس نامید. شاید بتوان گفت این دو عمیقترین واقعیت وجودی هر انسانی است به عقیده یونگ روان زنانه تمام تمایلات روانی زنانه در مرد است وروان مردانه تمام تمایلات روانی مردانه در زن.
حتی در تفاسیر مذهبی(کتاب مقدس) هم آمده که خداوند زن را از پهلوی چپ مرد آفرید. و آدم گفت: همانا این است استخوانی از استخوانهایم و گوشتی از گوشتم از این سبب نسا نامیده میشود زیرا که از انسان گرفته شده.
بطور کلی جنسیت مجموعهای از چند آیتم مختلف میباشد: